مجله اینترنتی بدونید – منشور کوروش کبیر نامی است که در طول تاریخ بهعنوان نمادی از حکمرانی عادلانه و احترام به حقوق انسانها شناخته شده است. این سند که اغلب بهعنوان اولین منشور حقوق بشر جهان معرفی میشود، موضوع پژوهشهای تاریخی، باستانشناسی و حقوقی بسیاری بوده و هنوز هم میتواند الهامبخش بحثهای معاصر درباره حقوق بشر و حکمرانی باشد. در این مقاله، به تاریخچه استوانه کوروش، اهمیت آن و اثر آن در دنیای امروز پرداخته و متن کامل منشور کوروش را آوردهایم و به این سند خواهیم پرداخت.
پیشینه تاریخی منشور کوروش کبیر
در قرن ششم پیش از میلاد، کوروش کبیر هخامنشی پس از فتح بابِل (حدود 539 ق.م) فرمانهایی صادر کرد که به بازگشت اسیران و احیای نهادهای محلی و عقاید اقوام مختلف اشاره داشت. متنی که امروز به آن استناد میشود، از باستانشناسی بریتانیا در گذشته یافته شد و بهصورت یک استوانه گلی معروف به استوانه کوروش کبیر کشف شد. این استوانه برخلاف بسیاری از الواح اداری، بیانیهای با هدف مشروعیتبخشی به عمل فتح و توضیح سیاستهای کوروش نسبت به مردمان مغلوب است. با بازخوانی و ترجمه این متن، بسیاری از پژوهشگران آن را اولین سند مهم در تاریخ جهانی برای رویکردی نسبتا انسانمحور به پیروان آداب و عقاید دیگر دانستهاند.
بر پایه پژوهشها، متنهای مندرج بر استوانه کوروش پس از پیروزی او بر نبونید، پادشاه بابل، به دستور کوروش بزرگ و به قلم یکی از روحانیان بلندپایه نگاشته شد و سپس در نیایشگاه اِسگیله، پرستشگاه مردوک، خدای بابل، قرار گرفت.
محتوای استوانه کوروش چیست؟
متنی که ما امروز از این سند میدانیم، کوتاه اما پرمعناست. بخشهای کلیدی آن عبارتاند از:
-
گزارش فتح شهر و بازسازی معابد.
-
اعلام بازگرداندن اسیران و اجازه بازگشت به سرزمین و معبد قبلیشان.
-
تاکید بر آزادی دینی و احترام به ادیان و نهادهای محلی.
-
خودنمایی کوروش در مقام منصوب شونده توسط خدایانِ هر قوم برای اجرای عدالت.
جملاتی از متن که بیش از همه مورد توجه قرار گرفتهاند، رویهای را نشان میدهد که بر پذیرش تنوع فرهنگی و دینی دلالت دارد. به این ترتیب، برخی محققان معتقدند که روح کلی متن باِ این پیام سازگار است که حقوق افراد (بهویژه حق بازگشت و عبادت) باید محترم شمرده شود. با این حال باید متذکر شد که منشور در وهله اول سندی سیاسی و تبلیغاتی نیز هست؛ یعنی هدف آن علاوه بر عمل انسانی، تبیین و تثبیت مشروعیت کوروش برای حکومتش بوده است.
بررسیهای منشور حقوق بشر کوروش بزرگ نشان میدهد که دو بخش را شامل میشود؛ یک بخش آن شامل فرمانها و دستوراتی است که کوروش کبیر داده و دیگر بخش آن، نوشتارهایی از زبان تاریخنگاران بابلی و به خط میخی بابلی نو یا همان اکدی است.
اثر تاریخی منشور حقوق بشر کوروش
منشور حقوق بشر کوروش کبیر نهتنها در دوران خود بهعنوان نقطه عطفی در تحول مفاهیم حقوقی و انسانی مطرح شد، بلکه تأثیر آن در تاریخ اندیشه و سیر شکلگیری حقوق بشر، بهویژه در قرون پسین، بهوضوح قابل مشاهده است. این منشور که از آن بهعنوان یکی از نخستین اسناد مکتوب در زمینه اصول انسانی و حقوقی یاد میشود، الهامبخش بسیاری از اندیشمندان و حقوقدانان برجسته، از جمله ژان ژاک روسو و توماس هابز، در تدوین مبانی نظری حقوق بشر بوده است.
منشور کوروش کبیر یکی از نخستین اسناد شناخته شدهای است که در آن بر آزادی ادیان، احترام به حقوق اقوام مغلوب و لغو بردهداری اجباری تأکید شده است. این رویکرد، الگوی تازهای از حکومتداری در جهان باستان ایجاد کرد که در برابر شیوههای خشونتآمیز و استبدادی بسیاری از امپراتوریهای همدوره، کاملاً متفاوت بود.
از گذشته تاکنون، منشور کوروش همچنان بهعنوان نمادی از احترام به حقوق انسان و آزادیهای فردی در سطح جهان شناخته میشود. در واقع، میتوان آن را پیشدرآمدی بر «اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر» دانست که قرنها بعد، در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان ملل متحد تدوین و منتشر شد.
چرا منشور کوروش کبیر مهم است؟
-
نماد سکولاریسم پیشینی: متن، بهویژه بندهای مربوط به آزادی آیینی، نشان میدهد حکومتی که بافتی چندفرهنگی دارد، میتواند سیاستهایی اتخاذ کند که از همزیستی مسالمتآمیز حمایت کند. این وجه، منشور را برای تحلیلگران حقوق بشر و تاریخ اندیشه سیاسی جذاب میکند.
-
الگوی بازگشت اسرا و غرامت فرهنگی: دستور بازگرداندن مجسمهها و امکان بازسازی معابد نشاندهنده احترام به میراث فرهنگی مغلوبان است؛ موضوعی که در حقوق بینالملل فرهنگی امروز نیز جایگاه مهمی یافته است.
-
ترکیب سیاست و اخلاق حکمرانی: منشور، نمونهای از آن است که چگونه یک فرمان سیاسی توانسته جنبههای اخلاقی و نمادین داشته باشد؛ چیزی که در مطالعات مدرن توسعه و ثبات اجتماعی بررسی میشود.
-
پایه ادعا برای «اولین منشور حقوق بشر جهان»: این ادعا به دلیل تاکید متن بر آزادیهای دینی و بازگرداندن حقوق از دست رفته مطرح شده است، اگرچه برخی پژوهشگران درباره عبارت «اولین» تردید دارند و تأکید کردهاند که پیشینهای از قوانین و موازین اخلاقی پیش از آن نیز وجود داشته است. اما در مجموع، اکثر منابع از منشور کوروش کبیر بهعنوان اولین منشور حقوق بشر دنیا یاد میکنند.
منشور کوروش کجاست؟
نمونه اصلی و مشهور این استوانه هماکنون در موزهای در لندن نگهداری میشود و نسخهها و بازنویسیهایی نیز در دیگر موزهها و آرشیوها موجود است. برای دیدن این استوانه میتوانید به سایت موزه بریتانیا (British Museum) مراجعه کنید.
استوانه کوروش بزرگ چگونه کشف شد؟
منشور حقوق بشر کوروش در سال ۱۸۷۹ میلادی (۱۲۵۸ هجری شمسی) در بابل یعنی در جنوب عراق امروزی کشف شد. در آن زمان، بابل یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی بینالنهرین بود که هیئت باستانشناسی موزه بریتانیا در حال حفاریاش بود.
باستانشناس بریتانیایی به نام هورمزد راسام که اصالتش آشوری بود اما برای موزه بریتانیا کار میکرد، در جریان حفاریهای خود در معبد اِسَگیلا، معبد اصلی خدای مردوک این استوانه گِلی را پیدا کرد. راسام و گروهش هنگام کاوش در بقایای معبد، مجموعهای از لوحهها و اشیای گِلی را یافتند. در میان این اشیا، یک استوانه سفالی شکسته وجود داشت که روی آن خط میخی بابلی (آکدی) نوشته شده بود. پس از انتقال به لندن، کارشناسان موزه بریتانیا تکهها را کنار هم گذاشتند و متن آن را ترجمه کردند.
متن منشور کوروش کبیر
«من، کوروش، شاه جهان، شاه اکومنید، شاه سرزمینهای بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان، به مردم بابل آزادی دادم»
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان هستی. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش شاه بزرگ شاهانشان، از دودمانی که همیشه شاه بودهاند و فراماروائیاش را « ِبل »و « نبو » گرامی میدارند و [از طیب خاطر] با دل خوش پادشاهی او را خواهانند.
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دلهای مردم بابل را به سوی من گردانید، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم و همچنین بر کَسوکارم و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان «مردوک»، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشستهاند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین، همه مردم سرزمینهای دور دست، از چهار گوشه جهان، همه پادشاهان «آموری» و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند.
از … تا آشور و شوشمن شهرهای «آگاده»، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانههای ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که «نبونید»، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. باشد که دلها شاد گردد.
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند، و به خدای من «مردوک» بگویند: کوروش شاه، پادشاهی است که تو را گرامی میدارد و پسرش کمبوجیه نیز.
اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهار گوشه جهان را به سر گذاشتهام، اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد دین و آئین و رسوم ملتهایی را که من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهادهام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام میکنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند، مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند، مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد. من بردهداری را برانداختم و به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت میکنم، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بهعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفتهام موفق گرداند.
سخن پایانی
منشور کوروش کبیر سندی است که هم بهعنوان یک اثر باستانی و هم بهعنوان یک نماد حقوقی و فرهنگی اهمیت دارد و یکی از مهمترین آثار باستانی تاریخ ایران و جهان به شمار میرود. متن استوانه کوروش بزرگ شرحی است از ورود وی به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد. نکته مهم آن است که کوروش در این متن خود را پادشاهی دادگر و بخشنده معرفی میکند و از بازگرداندن خدایان و مردم تبعید شده به سرزمینهایشان سخن میگوید؛ به همین دلیل، این متن را بسیاری از پژوهشگران یکی از کهنترین نمونههای اندیشه حقوق بشر میدانند.










