تاریخ ایران همواره با شاعران پرآوازهای گره خورده که بسیاری از شعرهای آنها در سرتاسر جهان استفاده میشود. یکی از بزرگترین آنها خیام نیشابوری است که با رباعیات خود میراثی گرانبها را برای ما بر جای گذاشته است. در مجله اینترنتی بدونید، میخواهیم بهترین شعرهای خیام را با یکدیگر خوانده و لذت ببریم.
حکیم عمر خیام نیشابوری، نامی که با رباعیات دلنشین و اندیشههای عمیقش در تار و پود فرهنگ و ادب ایران تنیده شده است. خیام، نه تنها یک شاعر، بلکه فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و پزشک برجسته دوران سلجوقی بود که در قرن پنجم هجری قمری میزیست. زندگی او، مجموعهای از کنجکاویهای علمی و ذوق سرشار ادبی بوده که میراثی گرانبها را برای نسلها به ارمغان گذاشته است. بهترین رباعیات خیام را در ادامه میخوانیم.
بیشتر بخوانید: زندگینامه خیام
بهترین شعرهای خیام
امروز تو را دسترس فردا نیست
واندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
***
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را
***
این کوزه چو من عاشق زاری بودهست
در بند سر زلف نگاری بودهست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که بر گردن یاری بودهست
بهترین رباعیات خیام
در پرده اسرار کسی را ره نیست
زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست
جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست
مِی خور که چنین فسانهها کوته نیست
***
در دایرهای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
***
میخوردن و شاد بودن، آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
بهترین شعر خیام
آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
بس داغ که او بر دل غمناک نهاد
بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک
در طبل زمین و حقه خاک نهاد
***
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
***
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
اشعار خیام نیشابوری
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
دل را به کم و بیش دُژَم نتوان کرد
کار من و تو چنانکه رای من و توست
از موم به دست خویش هم نتوان کرد
***
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایه سودای جهان
عمر است چنان کش گذرانی گذرد
***
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
شعرهای ناب خیام
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر بهسریم
***
ای دوست حقیقت شنو از من سخنی
با باده لعل باش و با سیم تنی
که آنکس که جهان کرد فراغت دارد
از سبلت چون تویی و ریش چو منی
***
ای دل تو به اسرار معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
اینجا به می لعل بهشتی میساز
کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
بهترین شعرهای خیام نیشابوری
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی
خاکیم همه چنگ بساز ای ساقی
بادیم همه باده بیار ای ساقی
***
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
پس بی می و معشوق خطائیست عظیم
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم
چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم
***
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
وز تار امید عمر ما پودی کو؟
چندین سر و پای نازنینان جهان
میسوزد و خاک میشود دودی کو؟
بهترین رباعیات خیام حکیم
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید باز
هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز خیام
***
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
بهترین دو بیتی خیام
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند
***
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
***
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامدهست و روزی که گذشت
اشعار زیبای خیام نیشابوری
نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود به سنگ محنت سودن
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
مِیْ باید و معشوق و به کام آسودن
***
پیری دیدم به خانه خماری
گفتم نکنی ز رفتگان اخباری
گفتا می خور که همچو ما بسیاری
رفتند و خبر باز نیامد باری
***
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
بهترین شعرهای عمر خیام
در گوش دلم گفت فلک پنهانی
«حکمی که قضا بُود، ز من میدانی؟»
در گردش خویش اگر مرا دست بُدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی
***
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایه دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آینه زنگ خورده و جام جمیم
***
از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراق وجود ما همی گردد طی
می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم
غمهای جهان چو زهر و تریاقش می
اشعار حکیمانه خیام نیشابوری
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او حیرانیم
***
ای بی خبران شکل مجسم هیچ است
وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد
وابسته یک دمیم و آن هم هیچ است
***
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت
بهترین دو بیتی های عمر خیام
چون حاصل آدمی در این شورستان
جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
وآسوده کسی که خود نیامد به جهان
***
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جام می از کف دست
در بیخبری مرد چه هشیار و چه مست
شعرهای پرمعنی خیام حکیم
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر، خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت
***
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
شعرهای عاشقانه خیام
در هر دشتی که لالهزاری بودهست
از سرخی خون شهریاری بودهست
هر شاخ بنفشه کز زمین میروید
خالیست که بر رخ نگاری بودهست
***
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
***
چون بلبل مست راه در بستان یافت
روی گل و جام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
***
می لعل مذاب است و صراحی کان است
جسم است پیاله و شرابش جان است
آن جام بلورین که ز می خندان است
اشکی است که خون دل در او پنهان است
مشخص بوده که نمیتوانیم بهترین شعرهای خیام را در یک مقاله جای دهیم، ما تلاش کردیم اشعار و رباعیات خیام نیشابوری را گردآوری کنیم و شما نیز میتوانید در نظرات شعرهای ناب عمر خیام را با ما و دیگر دوستداران شعر و ادب در میان بگذارید.
حکیم عمر خیام را بهتر بشناسید
بهترین شعرهای خیام را خواندیم و لذت بردیم ♥ حال کمی با این شاعر دانا آشنا گردیم. عمر خیام در سال ۱۰۴۸ میلادی (۴۳۹ هجری قمری) در شهر نیشابور، که در آن زمان یکی از مراکز علمی و فرهنگی ایران بود، دیده به جهان گشود. او دوران جوانی خود را صرف تحصیل علوم مختلف کرد و در مدت کوتاهی در ریاضیات، نجوم و فلسفه تبحر یافت. خیام در محضر اساتید بزرگی چون امام موفق نیشابوری و ابوالحسن لخمی تحصیل کرد و خود نیز به یکی از دانشمندان برجسته عصر خود بدل گشت.
از مهمترین دستاوردهای علمی خیام، اصلاح تقویم جلالی است که دقت بسیار بالایی داشت و هنوز هم مبنای تقویم ایرانی است. او همچنین در زمینه جبر، هندسه و تئوریهای مربوط به نسبتهای معکوس، تحقیقات ارزندهای انجام داد و کتابهایی در این زمینهها نگاشت. اما در کنار این فعالیتهای علمی، خیام به عنوان شاعر نیز شهرت جهانی یافت.
اشعار و رباعیات خیام بزرگ
هنگامی که از خیام سخن میگوییم، ناخودآگاه ذهنمان به سمت رباعیات خیام میرود. رباعیات، قالب شعری چهار مصراعی است که خیام در آن به اوج خلاقیت و بیان اندیشههای خود دست یافت. اشعار خیام بازتابی از جهانبینی اوست؛ جهانی که در آن، پرسشهای بنیادین درباره هستی، مرگ، عشق، لذتهای زودگذر و معنای زندگی مطرح میشود.
سبک و ویژگی بهترین شعرهای خیام
سبک شعر خیام منحصر بهفرد است. او با زبانی ساده، روان و در عین حال عمیق، مفاهیم فلسفی و اجتماعی را در قالب رباعی بیان میکند. شعرهای خیام معمولاً دارای لحنی شاد و در عین حال گاهی اندوهگین است؛ گویی او هم از زیباییهای زندگی لذت میبرد و هم از ناپایداری آن آگاه است! این دوگانگی به رباعیات او جذابیت و ماندگاری خاصی بخشیده که ما آنها را با بهترین شعرهای خیام نیشابوری میشناسیم.
- فردگرایی و تمرکز بر لحظه حال: در بسیاری از رباعیات خیام، تاکید بر لذت بردن از زندگی در همین لحظه است، چرا که آینده نامعلوم و گذشته سپری شده است.
- شک و پرسشگری: او در اشعار خود به پرسشهای بیپاسخ درباره خلقت، خالق و سرنوشت انسان میپردازد و گاه با شکاکیت به مسائل مینگرد.
- عرفان و معنویت: با وجود لحن گاهی دنیاگرایانه، در اشعار خیام رگههایی از عرفان و عشق به حقیقت نیز دیده میشود و او با زبانی تمثیلی به بیان مفاهیم معنوی میپردازد.
- سادگی و پرمایگی: زبان خیام ساده و قابل فهم است، اما همین سادگی، حامل مفاهیم عمیق و پیچیدهای میباشد که خواننده را به تفکر وا میدارد.
اشعار خیام طیف وسیعی از موضوعات را در بر میگیرد:
- می و میخانه: گرچه خیام به عنوان یک شاعر، از شراب و میخانه بسیار یاد میکند، اما این مفاهیم غالباً استعارهای از عشق الهی، رهایی از قید و بندها و یا وسیلهای برای رسیدن به حالت نشاط و فراموشی غمها هستند.
- عشق و شوریدگی: عشق در رباعیات خیام حضوری پررنگ دارد؛ عشقی که گاه زمینی و گاه آسمانی است و با شور و شیدایی وصف میشود.
- مرگ و ناپایداری: اندیشه مرگ و فنا، یکی از مضامین تکرارشونده در اشعار خیام است. او انسان را موجودی گذرا میبیند که باید از فرصت زندگی به نحو احسن استفاده کند.
- تقدیر و جبر: ایشان گاه در اشعار خود به تقدیر و اینکه انسان اسیر چرخ گردون است، اشاره نموده و این موضوع، در کنار اختیار، یکی از بحثهای فلسفی پیرامون اشعار خیام است.
کتابها و میراث خیام
علاوه بر رباعیات خیام که شهرت جهانی یافته، او کتابهای علمی مهمی نیز تألیف کرده است. از جمله آثار او میتوان به «رساله جبر و مقابله»، «رسالهای در شرح مشکلاتی از اصول اقلیدس» و «نوروزنامه» اشاره کرد. تأثیرات علمی و ادبی خیام، مرزهای جغرافیایی و زمانی را درنوردیده و او را به یکی از برجستهترین چهرههای میراث فرهنگی بشری تبدیل کرده است.
شعرهای خیام: سفری به درون
از اینکه با بهترین شعرهای خیام همراه ما بودید خوشحالیم. آشنایی با اشعار خیام صرفاً خواندن چند رباعی نیست؛ بلکه سفری است به درون ذهن و روح انسانی که در پی معنای زندگی بوده و با زبانی شاعرانه، یافتهها و پرسشهای خود را با ما در میان گذاشته است. رباعیات خیام گنجینهای است که هر بار خواندن آن، دریچهای نو به روی اندیشه و احساس ما میگشاید.
اشعار خیام، گویی پژواکی از پرسشهای همیشگی انسان است؛ پرسشهایی که تا ابد مطرح خواهند بود. سادگی و در عین حال عمق این اشعار، باعث شده تا رباعیات خیام همچنان پس از گذشت قرنها، طراوت و تازگی خود را حفظ کرده و مخاطبان بیشماری را در سراسر جهان مجذوب خود کند.
در پایان، میتوان گفت که حکیم عمر خیام، شخصیتی است که علم و ادب را در هم آمیخت و با اشعار خیام، بهویژه بهترین رباعیات خیام، جاودانگی را برای خود رقم زد. خواندن و تأمل در اشعار خیام، نه تنها لذت ادبی را به همراه دارد، بلکه ما را به سفری در ژرفای اندیشه و معنای زندگی دعوت میکند.
¶ در مجله اینترنتی بدونید، میتوانید زندگینامه مولانا را خوانده و در کنار آن تک بیت های مولانا درباره خدا و همینطور شعرهای عاشقانه مولانا را نیز مشاهده و لذت ببرید.


















یک پاسخ
گر یک نفست ز زندگانی گذرد / مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایه سودای جهان / عمر است چنان کش گذرانی گذرد